

فیزیوتراپی در مشکلات نورولوژیک از جمله خدمات تخصصی است که توسط متخصصان ما در کلینیک فیزیوتراپی آسا در ساری ارائه می شود. وقتی صحبت از درمان بیماریهای عصبی میشود، اغلب تصور میشود که تنها داروها یا عملهای جراحی نقش دارند. اما واقعیت این است که یکی از مؤثرترین و پایدارترین روشهای درمانی، فیزیوتراپی نورولوژیک است. این نوع فیزیوتراپی با تمرکز بر بازآموزی مغز و سیستم عصبی، به بیماران کمک میکند تا توانایی های حرکتی، تعادلی و عملکردی خود را بازیابند یا حفظ کنند.
مشکلات نورولوژیک طیف وسیعی از بیماری ها را شامل میشوند؛ از سکته مغزی و ام اس گرفته تا پارکینسون و آسیب های نخاعی. هر یک از این بیماری ها می توانند باعث اختلال در کنترل حرکت، قدرت عضلات، هماهنگی بدن، گفتار و حتی تنفس شوند. در این شرایط، فیزیوتراپی نه تنها به کاهش عوارض کمک میکند، بلکه میتواند کیفیت زندگی بیماران را به طرز قابل توجهی بهبود ببخشد.
فیزیوتراپیست با استفاده از تکنیکهای خاص و علمی، به بیمار کمک میکند تا:
سیستم عصبی بهنوعی “مرکز فرماندهی” بدن ماست. هر حرکتی که انجام میدهیم — از پلک زدن گرفته تا دویدن — به لطف ارتباط پیچیده بین مغز، نخاع، اعصاب محیطی و عضلات رخ میدهد. اگر حتی یک بخش کوچک از این سیستم دچار اختلال شود، میتواند تأثیر بزرگی بر توانایی ما در انجام سادهترین حرکات داشته باشد.
سیستم عصبی به دو بخش اصلی تقسیم میشود:
در بیماریهای نورولوژیک، اختلال در یکی از این دو بخش باعث کاهش کنترل حرکتی، ضعف عضلات، لرزش، اسپاسم، عدم تعادل و گاهی فلج میشود. برای مثال:
نکته مهم این است که مغز قابلیت «انعطافپذیری عصبی» (Neuroplasticity) دارد؛ یعنی میتواند مسیرهای عصبی جدیدی برای جبران آسیبهای قبلی ایجاد کند. فیزیوتراپی دقیقاً با همین اصل کار میکند و با تحریک مناسب مغز و اعصاب، آنها را به ساختن ارتباطات جدید وادار میکند.
به همین دلیل است که درمانهای حرکتی، تمرینات هماهنگی و تعادل، و تکنیکهای خاص فیزیوتراپی میتوانند نقش فوقالعادهای در بازیابی عملکرد بیماران نورولوژیک داشته باشند.
درمانهای فیزیوتراپی در زمینه نورولوژی، با تمرکز بر بیماریهایی صورت میگیرد که عملکرد مغز، نخاع و اعصاب محیطی را تحت تأثیر قرار میدهند. در اینجا چند بیماری شایع که فیزیوتراپی در آنها نقش کلیدی دارد، بررسی میشود:
۱. سکته مغزی (Stroke):
یکی از رایجترین دلایل مراجعه بیماران به فیزیوتراپی نورولوژیک است. سکته میتواند باعث فلج نیمبدن، از دست رفتن تعادل، مشکلات گفتاری و ضعف عضلانی شود. فیزیوتراپی به بازیابی توان حرکتی و جلوگیری از تحلیل عضلات کمک میکند.
۲. اماس (Multiple Sclerosis):
بیماری مزمن خودایمنی که موجب تخریب غلاف میلین اعصاب میشود. فیزیوتراپی به کنترل خستگی، حفظ تعادل و قدرت عضلانی، و کاهش گرفتگی عضلات کمک میکند.
۳. پارکینسون (Parkinson’s Disease):
این بیماری با لرزش، سفتی عضلات، کندی حرکت و اختلال در تعادل همراه است. تمرینات تخصصی فیزیوتراپی میتواند تواناییهای حرکتی بیماران را حفظ کرده و از افت عملکرد جلوگیری کند.
۴. آسیب نخاعی:
آسیب به نخاع میتواند باعث فلج کامل یا ناقص شود. فیزیوتراپی در این بیماران تمرکز بر حفظ عملکرد موجود، تحریک اعصاب باقیمانده و جلوگیری از زخم فشاری دارد.
۵. نوروپاتی محیطی:
در این بیماری، اعصاب محیطی آسیب دیده و باعث بیحسی، گزگز و ضعف عضلانی در اندامها میشود. تمرینات فیزیوتراپی به بهبود حس و بازسازی عملکرد کمک میکنند.
۶. فلج مغزی (Cerebral Palsy):
اختلالات حرکتی ناشی از آسیب مغزی در دوران کودکی. فیزیوتراپی در این بیماران از سنین پایین باید آغاز شود تا مانع از بدشکلی عضلات و استخوانها گردد.
فیزیوتراپی برای هر یک از این بیماریها نیاز به رویکرد تخصصی و تکنیکهای متفاوت دارد. اما هدف اصلی در همه آنها یکی است: بازگرداندن توانایی، افزایش کیفیت زندگی و ایجاد استقلال نسبی برای بیمار.
فیزیوتراپی در بیماریهای نورولوژیک فقط به «تمرین کردن» محدود نمیشود. این درمان یک فرآیند کاملاً علمی و هدفدار است که با توجه به وضعیت بیمار، شرایط بیماری، شدت علائم و اهداف عملکردی طراحی میشود. مهمترین اهداف فیزیوتراپی در این حوزه عبارتاند از:
بهبود حرکت و کنترل عضلات: بیماران نورولوژیک اغلب توانایی کنترل عضلات خود را از دست میدهند. فیزیوتراپی با تمرینات هدفمند، به مغز کمک میکند مجدداً کنترل عضلات را بازیابد.
افزایش تعادل و هماهنگی: یکی از رایجترین مشکلات در بیماران عصبی، عدم تعادل است که خطر سقوط را افزایش میدهد. تمرینات تعادلی میتوانند نقش بزرگی در بازآموزی مغز و جلوگیری از افتادن ایفا کنند.
جلوگیری از تحلیل عضلات و مفاصل: با بیحرکتی طولانی، عضلات تحلیل میروند و مفاصل خشک میشوند. تمرینات فیزیوتراپی از این آسیبها جلوگیری میکند.
بهبود کیفیت زندگی و استقلال فردی: یکی از مهمترین اهداف فیزیوتراپی، بازگرداندن توانایی انجام کارهای روزمره مانند لباس پوشیدن، غذا خوردن و راه رفتن است.
کنترل علائم خاص بیماری: مثل کنترل لرزش در پارکینسون یا کاهش خستگی در بیماران اماس.
با در نظر گرفتن این اهداف، فیزیوتراپیست برنامهای کاملاً فردیسازیشده برای بیمار تهیه میکند که شامل تمرینات فیزیکی، آموزش حرکات، استفاده از وسایل کمکی و گاهی مداخلات الکتریکی و مکانیکی است.
متخصصان فیزیوتراپی در مشکلات نورولوژیک برای بهبود عملکرد بیماران از تکنیکها و روشهای پیشرفتهای استفاده میکنند که متناسب با نوع و شدت بیماری انتخاب میشود. این تکنیکها با هدف تحریک سیستم عصبی برای یادگیری مجدد حرکات طراحی شدهاند. در ادامه با برخی از مهمترین روشها آشنا میشویم:
۱. تمرینات تقویتی و کششی:
این تمرینات برای تقویت عضلات ضعیفشده و کشش عضلات سفت کاربرد دارند. فیزیوتراپیست با تمرینات ساده و پیشرفته، کمک میکند تا عضلات بیمار مجدد فعال شوند و مفاصل انعطاف خود را بازیابند.
۲. تمرینات تعادلی و راه رفتن (Gait Training):
تمریناتی که برای بهبود ایستادن، تعادل، راه رفتن صحیح و کاهش خطر سقوط طراحی شدهاند. معمولاً از ابزارهایی مانند نوار تعادل، مسیرهای مارپیچ یا پلکان استفاده میشود.
۳. تحریک الکتریکی عصبی-عضلانی (NMES):
در این روش با استفاده از دستگاه تحریک الکتریکی، عضلات غیرفعال یا ضعیف تحریک میشوند تا مجدد فعال شوند. این تکنیک بهویژه در بیماران سکته مغزی و آسیبهای نخاعی بسیار مؤثر است.
۴. آموزش مجدد حرکت (Motor Relearning):
روشی است که بر مبنای آموزش مغز برای بازیابی حرکات صحیح طراحی شده است. بیمار با تکرار حرکات و بازخورد فیزیکی یا دیداری، مجدد نحوه صحیح انجام فعالیتها را میآموزد.
۵. تکنیک Bobath (Neuro-Developmental Treatment):
این تکنیک بر مبنای بازسازی الگوهای حرکتی صحیح از طریق تحریک نقاط کلیدی بدن طراحی شده است. در بیماران سکته مغزی یا فلج مغزی بسیار کاربرد دارد.
۶. استفاده از آینهدرمانی (Mirror Therapy):
در برخی بیماران مانند سکته یا ضایعات یکطرفه، استفاده از آینه برای تحریک مغز و تشویق به حرکت اندام آسیبدیده بسیار مفید است.
۷. تمرینات عملکردی (Functional Training):
تمریناتی که هدف آن بازگرداندن بیمار به انجام کارهای روزمره مانند ایستادن از تخت، غذا خوردن، یا بالا رفتن از پله است.
هر یک از این تکنیکها با توجه به نیاز فردی بیمار انتخاب و اجرا میشود. ترکیب درست این روشها، به فیزیوتراپیست این امکان را میدهد که روند بهبودی را سرعت ببخشد و بیمار را گامبهگام به استقلال بیشتر نزدیک کند.